آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

674

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بود « 1 » ؛ ديگر گودرز ناظر سپاه ديگر گشنسپ آذرويش ، دبير خراج ؛ ديگر پناه خسرو مدير صدقات كشور . « سپاهبذ وستهم » در روايت طبرى « 2 » در رديف موبدان موبد ذكر شده است و او را بلقب هزارفت خوانده‌اند ، كه بعدها مرد بسيار مقتدرى چون زرمهر سوخرابدان خوانده ميشده است . آقاى اشتاين از اين مطلب چنين نتيجه ميگيرد ، كه فقط وستهم مذكور « سپاهبذ » بوده و در اين عنوان شريكى نداشته ، يعنى ايران سپاهبذ بوده است . اما از اينكه دينورى او را « سپاهبذ سواد » ميخواند ، نبايد حكم بتعدد سپاهبذان كرد ، بلكه اين مضاف اليه حاكى از « صلاحيت اقرب » او بوده « 3 » ، كه پيش از هر سمتى حكمرانى بر سواد را داشته است « 4 » .

--> ( 1 ) - اشتباه است ، مهران نام خانوادگى است . از آنجا كه پيرك تنها شخصى است ، از صاحبان مناصب عاليه مذكور ، كه عنوانش در اينجا ذكر نشده ، ميتوان حدس زد ، كه ظاهرا نام خانوادگى بسيار معروف مهران جانشين عناوين غير مفهوم او در اين روايت شده است . ( 2 ) - طبرى ، ص 861 ، نلدكه ، ص 69 . ( 3 ) - عين عبارت اشتاين چنين است : « Eine engere Immediatkompeten z » ( 4 ) - شاهپور پسر وهرام ، كه بنابر روايت طبرى ( نلدكه ، ص 139 ) ، در آغاز سلطنت قباد اول ايران سپاهبذ بود ، مانند وستهم در بعضى منابع سپاهبذ سواد ناميده شده ( نهايه ، برون ، ص 226 ) . به عقيده اشتاين ( موزئون ، ص 128 ) صاحبان عنوان « ايران سپاهبذ » يعنى در عين حال فرمانده لشگر و وزير جنگ ، وظايف درجه دومى را كه در سراسر كشور به حكمرانان نظامى خود محول مىكردند ، در سواد خود به عهده داشتند . اين امر نظاير بسيار دارد ولى ما فقط بذكر يك مثال مبادرت ميورزيم ، اگسار خوس exarkhos راونا Pavenna ( ايالت بيزانس ، كه شامل تمام ايتاليا بود ) فرمانده كليه لشگرهاى اكسارمات ( قلمرو حكمرانى اگسارخوش ) خود بود ، ولى صلاحيت اقرب او فرمانفرمايى ايتاليا Pimusexercitus Italiae بوده است .